حاج ملا هادي السبزواري
51
شرح مثنوى
حيرت ممدوحه - كه از استغراق در محبت اوست . و قال سيّد المحبين حبيب الله : رَبِّ زِدنى فيكَ تَحَيُّراً . ( 1 ) ( ( 314 ) ) آن يكى را روى او شد سوى دوست * وين يكى را روى او خود روى اوست ن 16 9 - ك 9 3 آن يكى را روى او شد سوى دوست : چه در مقام تعلق به دوست است ، بل در مقامِ : تَخَلَّقُوا بِأخلاقِ الله . ( 2 ) وين يكى را روى او خود روى اوست : چه در مقام تحقق به اوست ، چون كروبيان باقين به بقاء الله تعالى . ( ( 315 ) ) روى هر يك مىنگر مىدار پاس * بو كه گردى تو ز خدمت رو شناس ن 16 10 - ك 9 4 پاس : فارسى ، نگه داشتن و استوار داشتن . بو كه گردى : بو ، مخفف بوده باشد ، بسيار آيد ، و گذشت . خاقانى فرمايد : پاى نهم در عدم بو كه بدست آورم هم نفسى تا كند درد دلم را دوا و در كلام مولوى جناس دارد با بو كه به معنى معروف است . و بوشناسى معنوى مراد است كه كشف و شهود معنوى باشد ، و تأويل اِنَّ لله فى أيامِ دَهرِكُم نَفَحاتٌ ( 3 ) است ، نه بوشناسى كه در كشف صورى معتبر است . ( ( 321 ) ) شير پشمين از براى كدّ كنند * بو مسيلم را لقب احمد كنند ن 16 16 - ك 9 7 كد : تكدى ، به كاف عربى . بو مسيلم : كسى بود كه ادعاى پيغمبرى كرد . ( ( 323 ) ) آن شراب حق ختامش مشك ناب * باده را ختمش بود گند و عذاب ن 16 19 - ك 9 8 ختامش : اشارت است به آيهء شريفه : * ( يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ خِتامُه مِسْكٌ 83 : 25 - 26 . ( 4 ) ( ( 326 ) ) شاه احول كرد در راه خدا * آن دو دمساز خدايى را جدا ن 17 1 - ك 9 11 آن دو دمساز خدايى را جدا : با آن كه انبيا و اوليا نور واحدند و تفاوت به حسب صور است نه به حسب معنى .
--> ( 1 ) منبع يافت نشد . . ( 2 ) ظاهراً اين جمله حديث نيست . رك : محجة البيضاء ، ج 8 ، ص 25 . ( 3 ) عوالى اللآلي ، ج 1 ، ص 296 : الافتر صروالها . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء مطففين ، آيهء 25 .